السيد محمد حسين الطهراني

71

معاد شناسى (فارسى)

ولى مطلب كاملًا به عكس است . تمام اين موجودات محسوس چشمگير كه عالم را پر كرده است ، اصالت و حقيقتش همان جنبهء وجه اللهى است و غير از جنبهء وجه اللهيش موهوم است ؛ وجههء خلقيش ضعيف و موهوم است ؛ كَبَيْتِ الْعَنْكَبُوت ، بى بنيان و بى اعتبار است ؛ سراب است . و چه بسيار از اين وجهه در قرآن كريم و اخبار ، نظير اين تعبير ، تعبيرات لطيف ديگرى شده است . كيفيّت تعدّد وجه خلقى و وجه ربّى موجودات حال بايد ديد كه موجودات با اينكه يك چيز هستند چگونه و وجهه دارند ؟ يكى ، چگونه دو مىشود ؟ و اين تعدّد در وجه كه آن را به وجه خلقى و وجه ربّى يا وجه خالقى يا وجه اللهى تعبير نموديم ، از كجا ناشى شده است ؟ و آن دو اصل مختلفى كه منشأ و ريشهء اين دو عنوان است ، چيست ؟ آيا جنبهء وجه خلقى و وجه اللهى دو جزء خارجى در موجودات است كه بواسطهء تركيب از آن دو جزء ، هر موجودى بوجود آمده است ؟ مانند مركّبات خارجيّه چون عقيق كه بواسطهء فعل و انفعال دو عنصر يا بيشتر به روى هم ، واقعاً لباس وحدت در بر مىكنند و يكى ميشوند ؟ آيا اين دو جنبه دو جزء تحليلى عقلى است مانند ناطقيّت و حيوانيّت ، كه مجموعاً مفهوم انسانيّت را درست كرده‌اند و حقيقت حيوان و ناطق در خارج ، انسان شده است ؟ و در حقيقت در خارج ، يك موجود واحدى فقط به نام انسان